السيد محمد حسين الطهراني

125

امام شناسى (فارسى)

نمود ، آنان كه اهل تقوا و عمل صالح و تسليم اوامر خدا و رسول خدا بوده‌اند روايتشان را از رسول خدا پذيرفت و كلام آنها را كه مطابقه با كتاب و سنّت كند قبول كرد ، و آنان كه تسليم اوامر خدا و رسول خدا نبوده و از آنان خلافى در زمان رسول خدا يا بعد از رحلت آن حضرت سر زده است نه كلام آنها را پذيرفت و نه روايتشان را از رسول خدا قبول كرد ، و الّا متابعت از باطل بوده و طبق صراحت آيه قرآن منع شده است . اين يك جهت ، مخالفت شيعه با عامّه است در اصول . جهت مخالفت شيعه با عامّه در فروع و امّا جهت مخالفت شيعه با آنان در فروع اين كه : عامّه مىگويند : در عمل به احكام بايد از يكى از علماى مذاهب اربعه پيروى كرد ، يا از ابو حنيفه يا از شافعى و يا از مالك و يا از احمد بن حنبل ، و غير از آراء آنان مجزى و كافى نيست . شيعه مىگويد : كتاب خدا بر همهء افراد بشر نازل شده و همهء افراد حق استفادهء از آن را دارند و پيامبر اكرم واسطهء نزول وحى خدا براى استفادهء بشر است . وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ « 1 » . « اى پيغمبر ، ما قرآن را به سوى تو فرستاديم تا آنكه براى مردم بيان كنى و روشن سازى آنچه را به سوى آنان نازل شده است و به اميد آنكه تفكّر كنند » . كلام و سنّت رسول خدا نيز براى هر شخص عاقل حجّت است . به چه علّت مسلمانان نتوانند خود در كتاب خدا نظر نموده و سنّت رسول خدا را نيز ضميمه نموده و از آن دو استفادهء حكم شرعى خود را بنمايند ، و باب اجتهاد مسدود شود ؟ آيا دين اسلام دين علم نيست ؟ آيا تقليد براى همهء افراد بشر غير از اين چهار نفر واجب شده است ؟ آيا ممكن نيست فردى از مسلمانان با تحصيل علم و كاوش در پيدا كردن مراد از آيات و تفحّص در سيرهء رسول خدا پايهء دانشش از هر فرد از اين چهار تن بالا رود ؟ به چه مجوّز عقلى اين مرد عالم بايد از اينها تقليد كند و حقّ نداشته باشد فتوائى مخالف آنان بدهد ، و خود و ديگران را زندانى در فتاواى آنان كند ؟ اين منطق ، خلاف منطق

--> ( 1 ) سورهء نحل 16 - آيه 44 .